کاربر گرامی ورود شما را به سایت خیر مقدم عرض می کنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید وارد شوید. اگر هنوز عضو سایت نشده اید از این لینک عضو شوید.
 
  کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 17 دي ماه ، 1387
 
منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
دیگر بخشها
بخش کاربری
بخش خبری
امکانات سایت
مطالب سایت

جستجو



موضوعات سايت

بخش ارواح و مسائل مرتبط

فيلم ارواح و موجودات فضايي

عكس ارواح و جن و يوفا

داستانهاي واقعي ارواح و مسائل ان

بخش فيلم

فيلم هاي روز دنيا براي دانلود

فيلم براي psp va ipo با فرمت mp4

فيلم و اموزش شعده بازي

كليپهاي صوتي و تصويري كوتاه

دانلود اهنگهاي كم ياب و زيبا

بخش عكس

عكس بازيگران.خواننده ايراني و خارجي

عكس هاي خنده دارو ترسناك و...

عكس بازيكنان كشتي كج و مسابقات

بخش دانلود ها

دانلود بازيهاي روز دنيا

دانلود نرم افزار ها مختلف

دانلود بوتر و ويسي و برنامه ياهو

بخش موبايل

نرم افزار موبايل

تم و باري و پشت زمينه موبايل

كليپهاي صوتي و تصويري موبايل

بخش فلش

فلش كليپها و عشقي

فلش ترسناك و خنده دار

فلش بازي

بخش اموزشي و سرگرمي

دانلود نرم افزار هاي سرگرمي و خنده

اموزشي همه چيز

اس ام اس و جك ( مقاير با قوانين)

مطالب جالب از همه جا و سرگرمي

بيوگرافي بازيگران و غيره

خبر هاي روز ايران و جهان


مطالب تصادفی

موضوع
[ داستان و مسائل ارواح و ]

·نظر یکی از ارواح درباره زمان انتقال به جهان های روحی
·كشتي تايتانيك و نفرين فراعنه
·برخورد با مرگ
·جهان واپسین و عاقبت جهان
·كالبدهاي انساني.7 كالبد
·طناب نقره ای
·مدت عمر پیامبران الهی و دلسوزی عزراییل
·خداوند قبل از آفرینش جهان هستی به چه کاری مشغول بوده؟ چرا انسان ها را آفرید؟
·آدم كوچولوهـاي گـريـزان
·رازهای تیره شهر فرعونی
·آیا روح یک کودک مرده در سن پایین به پیشرفتگی روح یک شخص بالغ است؟
·اطلاعات جدید از UFO ها (يا همون پشقاب پرنده هاي خودمون)
·چگونه (كونان دويل) دانشمند معروف بعد از مرگ زنده بودن خود را ثابت كرد
·گفتگو با روح لیمیر(محکوم به اعدام)
·عکس فضایی و توضیح جالب فضانورد آمریکایی

آخرین ارسالها
کل موضوعات 2057
کل ارسال ها 6423
کل بازديد ها 208626
کل پاسخ ها 4381
کل اعضا 1878
آخرين 20 ارسال انجمن

روابط ج..نس.ی نامشروع درایران
ارسال شده توسط Merhab در مورخه : دوشنبه، 16 دي ماه ، 1387

مدير و مسئول جديد بيا 11
ارسال شده توسط numex در مورخه : دوشنبه، 16 دي ماه ، 1387

bot makers
ارسال شده توسط mehrdadkh در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

nvisible check and other tools
ارسال شده توسط mehrdadkh در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

Best Booter this Week
ارسال شده توسط mehrdadkh در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

info graber and tools
ارسال شده توسط mehrdadkh در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

برترین موضوعات جستجوگوگل 2008
ارسال شده توسط utex در مورخه : شنبه، 14 دي ماه ، 1387

تفاوت یوسف زلیخای ایران آمریکا
ارسال شده توسط utex در مورخه : شنبه، 14 دي ماه ، 1387

عکس جالب
ارسال شده توسط utex در مورخه : شنبه، 14 دي ماه ، 1387

امتحان پایان ترم
ارسال شده توسط utex در مورخه : شنبه، 14 دي ماه ، 1387

ماشين هاي عجيب!!
ارسال شده توسط utex در مورخه : شنبه، 14 دي ماه ، 1387

عکس و بیوگرافی از خودم
ارسال شده توسط utex در مورخه : شنبه، 14 دي ماه ، 1387

تاریخچه شراب شیراز
ارسال شده توسط maryam2 در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

آلبوم ...And Justice for All
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

آلبوم Master of Puppets
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

آلبوم Ride The Lightning
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

ایام محرم و شهادت سالار شهیدان
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

پیامهای Englis در ایام کریسمس.
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

تبریک آغاز سال نوی میلادی 2009
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

ویدیو Circus از Britney Spea
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو

تالار گفتمان سایت

تالار گفتمان با 5499 مطلب

برای ورود بر روی عکس زير کلیک کنید


ار اس اس سايت

روي عكس كليك كنيد


 
سايت تفريحي اموزشي-فيلم ارواح: خبر هاي روز دنيا

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

گوگل صاحب کشور شد!!!
خبر هاي روز دنيا

گوگل صاحب کشور شد!!!

نويسنده وبلاگ «تيم‌نت» در مطلبي با عنوان «گوگل صاحب كشور شد» آورده است: بله درست شنيديد، «گوگل» براي خود يک کشور خريد! اين کشور که البته تنها يک جزيره است، قرار است تا ماه آينده به مقر اصلي اين غول رسانه تبديل شود با ما در نگاهي به اين رخداد و جذابيت‌هاي اين جزيره براي گوگل و کارکنانش همراه شويد.

پس از خبرهاي هيجان‌انگيز کمپاني گوگل که اين روزها نام آن را در همه جا مي‌شنويم اين بار خبري کاملا متفاوت و اندکي باور نکردني از اين موتور جستجو منتشر شده است.

گوگل با بررسي چندين جزيره مختلف در نقاط مختلف دنيا، سرانجام جزيره Gogooroa واقع در اقيانوس آرام را براي انتقال تمامي مستقلات خود به آن انتخاب کرد.

اين جزيره کوچک و بسيار زيبا، از دو جهت جذابيت ويژه‌اي براي گوگل دارد که مهمترين آنها بدون شک ظاهر خاص اين جزيره است؛ اين جزيره در نگاه از بالا کاملا به فرم حرف G آن هم از نوع بزرگ آن است که براي گوگل بسيار اهميت دارد.

جذابيت دوم اين جزيره که اتفاقا اهميت آن از اولي نيز کمتر نيست، دامنه ويژه اختصاص يافته به اين منطقه در اينترنت است جايي که بر سياق .us در آمريکا و .uk در انگلستان، به Gogooroa علامت اختصاري .go تعلق مي‌گيرد که اين نيز براي گوگل موفقيت فوق‌العاده‌اي به شمار مي‌رود و از قرار معلوم صفحه اول اين جستجو گر در آينده نزديک به google.go تغيير خواهد کرد.

البته قرار است نام اين جزيره پس از نقل مکان گوگل از Mountain View در کاليفرنيا به آن به Googland تغيير يابد.

البته اين پايان ماجرا نيست و جالب است بدانيد که پس از نقل مکان گوگلي‌هاي به اين نقطه از دنيا «اريک اشميت» مدير عامل گوگل رسما بعنوان رييس جمهور Googland انتخاب مي‌گردد و «سرگيي برين» و «لاري پيج» که هر دو از موسسان گوگل محسوب مي‌شوند بعنوان نخست وزير در بخش‌هاي تجارت خارجي و تکنولوژِي اين کشور مشغول به کار مي‌شوند!

خبر جالب ديگر در اين زمينه، شنيده شدن نام «بيل گيتس» به عنوان وزير تحقيقات، توسعه و رقابت است که البته تلويحا توسط جناب گيتس با اعلام آن‌که به شنا علاقه‌اي ندارد و کوهستان را ترجيح مي‌دهد رد شده است.

زيبايي‌هاي اين جزيره همانند ديگر نمونه‌هاي آن در اقيانوس آرام، وصف‌ناشدني است و لذتي که کارمندان گوگل از بودن در اين جزيره احساس مي‌کنند، غير قابل تصور است اما جذابيت‌هاي ديگري که پيرامون اين جزيره براي گوگلي‌ها بوجود خواهد آمد قانوني است.

از هم اکنون به روشني در رابطه با آن صحبت مي‌شود و آن نيز رويايي به نام نپرداختن ماليات در اين جزيره است و گوگلي‌ها مي‌توانند با درآمد افسانه‌اي خود تا مي‌توانند زندگي را به کام خود شيرين کرده و يک سنت ماليات نيز نپردازند (البته لذت اين امر براي ما که نمي دانيم ماليات چه درختي ست قابل درک نيست).

در اين جزيره براي هر گوگلي خانه‌اي رويايي ساخته مي‌شود که گذشته از موارد معمول حتما بايد داراي يک آکواريم بزرگ در خانه و يک ماهي گرمسيري بروي ميز کار باشد.

همچنين هر گوگلي مي‌بايست حداقل ۲۰ درصد از زمان کارکرد روزانه خود را به ماهيگيري اختصاص دهد و حتي قرار است کلکسيوني از ماهي‌هاي زيباي صيد شده از اين منطقه به نمايش گذاشته شود.

غذاي اصلي ساکنان Googland ماهي خواهد بود که منبع سرشاري از فسفر و امگا ۳ بوده و در سر ذوق آوردن اهالي گوگل و افزايش هوش آنها موثر خواهد بود، استراتژي که گوگل در رقابت با ساير رقبا بروي آن حساب ويژه‌اي باز کرده است و بلاخره گوگلي‌ها در اين منطقه به تمرين رقص‌هاي ساکنان محلي اين ناحيه نيز خواهند پرداخت.

اما شايد اولين سؤالي که پس از خواندن سطور فوق به ذهن خطور مي‌کند چگونگي نگه داري ۱۵۰۰۰ سرور و ديتا سنتر گوگل در اين جزيره کاملا مرطوب و خاص است.

پاسخ به اين سؤال بر بهت خوانندگان کاملا مي‌افزايد چرا که گوگل قصد دارد تمامي سرور‌هاي خود را در زير آب و در يک تالاب داخل جزيره قرار دهد امري که گذشته از مسائل فني دلائل امنيتي فراواني نيز دارد از جمله آنکه دسترسي به اين بخش تنها از طريق غواصي در زير آب امکان پذير است.

ديگر اخبار بدست آمده از اين گزارش حاکي از آن است که گوگل به دنبال خريد پنج جزيره ديگر به شکل‌هاي O O G L E در پنج قاره جهان است که بدين ترتيب و با عملي شدن اين رويا نگفته پيداست که چه اتفاقي براي ديگر رقباي گوگل خواهد افتاد.

0 امتياز سه شنبه، 12 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

كودك چينى با قلبى بيرون از بدن زندگى مى كند +عکس
خبر هاي روز دنيا

كودك چينى با قلبى بيرون از بدن زندگى مى كند +عکس

 ایسنا: پزشكان در چين به دنبال راه حلى براى زنده نگه داشتن كودك پنج ساله چينى هستند كه از بدو تولد با قلب بيرون از بدن به دنيا آمده است. «ژانگ ويوآن» پنج ساله، از بدو تولد با قلبى بدون پوشش و بيرون از بدنش به دنيا آمد و پزشكان زنده ماندن او را تا اين سن نوعى معجزه مى دانند. براساس اعلام رييس مركز پزشكان چين اين نوع تولد بسيار نادر بوده و از هر يك ميليون كودك با قلب بيرون از بدن، تنها پنج كودك زنده مى مانند. اين پسر بچه اهل دهكده «هتائى» از استان «ليائونينگ» است و تاكنون هزاران بار توسط پزشكان متخصص قلب و عروق و كودك مورد معاينه قرار گرفته تا علت اصلى زنده ماندنش مشخص شود. سخنگوى بيمارستان مركزى چين در اين باره گفت: هنوز مطمئن نيستيم كه بتوان با استفاده از عمل جراحى، قلب اين كودك را به داخل بدنش بازگرداند؛ چرا كه قلب اين پسر بچه در جاى اصلى خود قرار نگرفته است. والدين اين كودك كه هر دو زباله  جمع كن هستند، تا پيش از اين، كودك را نزد پزشك نبرده بودند و تنها با يك پوشش بر روى قلب وى، از مرگش جلوگيرى كرده و به او اجازه بازى كردن با كودكان ديگر را نمى دادند. پدر اين كودك در گفتگو با رسانه هاى محلى، گفته: من و همسرم پول كافى نداريم و از عهده مخارج عمل پسرمان برنمى آييم، اما از اين كه او تمام اين پنج سال درد مى كشيد و يك كلمه بر زبان نياورد، خود را مقصر مى دانيم. در اين ميان جامعه پزشكى چين متعهد شده، تا نيمى از مخارج و هزينه هاى عمل قلب اين كودك را پرداخت كند.

0 امتياز سه شنبه، 12 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

مراسم انتخاب زيباترين زنداني زن در كلمبيا
خبر هاي روز دنيا


هر ساله مراسم انتخاب زيباترين زنداني در زندان زنان واقع در بوگوتا (پايتخت كلمبيا) برگزار مي شود و طي اين مراسم زيباترين دختر باكره زنداني در كلمبيا انتخاب مي شود.
امسال نيز اين مراسم برگزار شد و دوشيزه Yuri Uribeبه عنوان زيباترين زنداني انتخاب شد.
او به جرم حمل مواد مخدر به تحمل ۵ سال حبس محكوم شده است

0 امتياز يكشنبه، 10 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

ماجرای تکان دهنده اسید پاشیدن مجید به صورت آمنه ( تصویری )
خبر هاي روز دنيا

متهم ديروز بعد از محاکمه به قصاص چشم محکوم شد





اعترافات پسر اسيدپاش در برابر دختر قرباني

چشمان آمنه، چهار سال است آفتاب را نديده. چشمان آمنه چهار سال است صورت مهربان مادر را نديده، چشمان آمنه چهار سال است در تاريکي مطلق فقط سياه بختي اين دختر جوان را برايش به تصوير کشيده است. آمنه هنوز نمي داند چرا عشقي که مي گويند نوازشگر است و مهربان است اسيدي شد و به صورتش پاشيد و او را براي هميشه در تاريکي فرو برد. چشمان آمنه ديروز اشک هاي مادر را نديد. چشمان آمنه ديروز نور فلاش عکاساني را که اشک ريزان او را دوره کرده و سوژه خود قرار داده بودند، نديد. چشمان آمنه حتي نتوانست چهره پسري را که بينايي اش را از او گرفته ببيند. چهار سال از آن روز سرد و سياه در پارک رسالت گذشته و از آن صورت مهربان و چشمان اميدوار به آينده براي آمنه، دو سوراخ باقي مانده سوراخ هايي که قطره قطره اشک هاي آمنه را روي صورت پرزخمش مي ريزد تا ذره يي از غم درونش را براي حاضران در دادگاه به نمايش بگذارد. «قصاصش کنيد تا ذره يي از زجر من و خانواده ام را درک کند.» اين اوليه جمله يي بود که آمنه ديروز در جلسه محاکمه و در برابر هيات قضات به زبان آورد.


www.bia11.com



کيفرخواست

در ابتداي جلسه محاکمه پسر جواني که به صورت آمنه اسيد پاشيده بود، ابتدا محمد شادابي در جايگاه قرار گرفت تا به عنوان نماينده دادستان عليه جوان اسيدپاش اقامه دعوا کند و جزئيات حادثه يي را که به کور شدن آمنه منجر شده است، توضيح دهد. نماينده دادستان گفت؛ مجيد جوان 27 ساله يي که در دادگاه حاضر شده و اين طور با چشمان بازش به هيات قضات و حاضران خيره مي نگرد و صورت پر از زخم آمنه را که حتي براي راه رفتن بايد از مادرش کمک بگيرد تماشا مي کند، متهم است 12 آبان سال 83 به صورت آمنه بهرامي که مهندس الکترونيک است، اسيد پاشيده و علاوه بر کور کردن دو چشم اين دختر جوان به صورت او به شدت آسيب رسانده و زخم هاي متعددي را روي آن ايجاد کرده است. وي در حالي که اسيد همراه داشت شش ساعت به کمين آمنه نشست و سرانجام ساعت دو بعد از ظهر روز حادثه در پارکي نزديک پل سيدخندان اسيد را روي آمنه پاشيد و متواري شد. پس از چند روز پليس موفق به شناسايي مجيد شد و وي به اسيدپاشي اعتراف کرد.

محمد شادابي ادامه داد؛ من به عنوان نماينده دادستان و با توجه به تقاضاي آمنه بهرامي شاکي پرونده مبني بر قصاص دو چشم متهم تقاضاي صدور حکم قصاص دو چشم متهم را دارم.

آمنه در جايگاه

در ادامه آمنه بهرامي دختر نابينا با کمک مادرش پشت تريبون قرار گرفت تا گوشه يي از مصيبت هايي را که در چهار سال گذشته تحمل کرده است براي دادگاه بازگو کند. آمنه گفت؛ بارها گفته ام و باز هم مي گويم تقاضاي قصاص متهم را دارم. البته فقط چشمانش را از او بگيريد. چون من نمي توانم مثل او رفتار کنم و به صورتش اسيد بپاشم اين عمل خيلي وحشيانه است. فقط بينايي اش را بگيريد تا چشمانش مثل چشمان من شود. البته من به خاطر خودم تقاضاي قصاص ندارم. اين خواسته جامعه است. مجيد بايد مجازات شود تا اين گونه افراد بدانند حق ندارند به صورت دختري اسيد بپاشند.

قاضي؛ فکر مي کنيد انگيزه متهم از اينکه به صورت شما اسيد پاشيد چه بود؟

آمنه؛ مجيد جوان خودخواه و طردشده از جامعه است و نمي تواند تحمل کند کسي خلاف ميل و خواسته اش رفتار کند.

قاضي؛ شما با متهم قبل از اين حادثه رابطه يي داشتيد؟

آمنه؛من رابطه يي با او نداشتم چند بار مادرش با خانه ما تماس گرفت و از من خواستگاري کرد، من هم چون مجيد را نمي شناختم جواب منفي دادم. چون سر اين مساله حساس شده بودم و مادر مجيد مرتب به خانه ما زنگ مي زد، يک روز از دوستم پرسيدم دانشجويي به نام مجيد در دانشگاه داريم. دوستم گفت؛ مجيد همان پسري است که يک بار در کارگاه برايت مزاحمت ايجاد کرد. من در دانشگاه رابطه يي دوستانه با دختران و پسراني که همکلاسي ام بودند داشتم.ما مثل خواهر و برادر بوديم. اما آن روز در کارگاه، مجيد که ورودي سال پايين تر بود، کنارم نشست و برايم ايجاد مزاحمت کرد. من صندلي ام را کنار کشيدم اما مجيد به اذيت هايش ادامه داد. مي خواستم موضوع را به استاد بگويم که يکي از همکلاسي هايم گفت جايت را عوض کن تا ماجرا تمام شود. من و مجيد آن روز با هم جر و بحث کرديم و من هيچ وقت با او صحبت نکردم. نسبت به مجيد هميشه احساس بدي داشتم. بعد از آن بود که ديگر مطمئن شدم نمي خواهم با او ازدواج کنم. مجيد پس از آن با محل کارم تماس مي گرفت و با صحبت هايش مرا تهديد مي کرد. مي گفت تو نمي تواني جواب منفي به من بدهي و بايد با من ازدواج کني. تو نمي تواني زندگي مرا خراب کني، من آينده ام را با تو ساخته ام. البته اوايل مي گفت خودش را مي کشد. من هم به او جواب مي دادم هر کاري دوست دارد انجام بدهد. مردي که با پاسخ منفي به خودکشي فکر کند به درد زندگي نمي خورد.

مجيد به مزاحمت هايش ادامه مي داد. او مرتب مقابل محل کارم مي آمد و هر بار که از محل کارم خارج مي شدم تعقيبم مي کرد. دو روز قبل از حادثه مجيد را مقابل در شرکت ديدم، جلو رفتم و به او گفتم من ازدواج کردم و همسرم را دوست دارم، بهتر است دست از سرم برداري. اگر يک بار ديگر مزاحم من شوي با شوهرم به سراغت مي آيم.

مجيد جواب داد طلاق بگير و با من ازدواج کن. قبول نکردم و گفتم بهتر است مرا از فکرت بيرون کني. بعد از اينکه از مجيد جدا شدم به کلانتري رفتم و گفتم تهديد شده ام و پسر جواني به من گفته کاري مي کنم تا آخر عمرت بسوزي. اما ماموران کاري نکردند و گفتند تا زماني که جرمي اتفاق نيفتد نمي توانند وارد ماجرا شوند.

قاضي؛ پس از آن هم باز تهديد شدي؟

آمنه؛بعد از آن روز ديگر مجيد را نديدم، همکارانم هم او را نديده بودند. فکر کردم حرفم را باور کرده و ديگر به سراغم نمي آيد. روز حادثه کارم در شرکت تمام شده بود و داشتم به خانه برمي گشتم. در پارک رسالت احساس کردم کسي مرا تعقيب مي کند، سرعتم را کم کردم تا فردي که پشت سرم است رد شود، اما او جلو نيامد. من ايستادم، وقتي فرد تعقيب کننده جلو آمد ديدم او مجيد است. همه چيز در يک لحظه اتفاق افتاد. پارچ قرمز رنگي در دستش بود. يک لحظه به چشمان من نگاه کرد و مايع داخل پارچ را به سمت من پاشيد.

قاضي؛ زماني که اسيد به صورتت پاشيده شد، چه کردي؟

آمنه؛آن لحظه صورت دو خواهري که سال ها پيش رويشان اسيد پاشيده شده بود در ذهنم متصور شد. با خودم گفتم خدايا اسيد چه بلايي سرم خواهد آورد.اسيد، فلز مدار چاپي را از بين مي برد و من به خاطر رشته تحصيلي ام اين مساله را مي دانستم. از آن لحظه به بعد هرگز نتوانستم ببينم، اما هيچ وقت نمي خواستم اين مساله را باور کنم. من نمي ديدم که مردم اطرافم جمع شده اند. فقط فرياد مي زدم و کمک مي خواستم. مردي از داخل ماشينش برايم آب آورد. صورتم را با آب شستم بلافاصله مرا به بيمارستان رساند. جلوي در پياده کرد و زماني که داشتم وارد بيمارستان مي شدم نگهبان مرا ديد و با خودش به مرکز پرستاري برد. صورتم را چندين بار شستند. قطره هاي اسيد که روي صورتم ريخته بود، روي دستم چکيد و دستانم را هم سوزاند.

قاضي؛ اقدامات لازم در بيمارستان برايت انجام شد؟

آمنه؛ در بيمارستان لبافي نژاد هرکاري که مي توانستند برايم انجام دادند. مدتي که در بيمارستان ماندم يک روز به من گفتند بايد آماده شوي و به اتاق عمل بروي. پرسيدم براي چه. جوابي ندادند. پزشک معالجم بالاي سرم آمد و گفت؛ رضايتنامه عمل را امضا کن. گفتم مي خواهيد چه کنيد. نکند قصد تخليه چشم هايم را داريد. دکتر گريه کرد و رفت. من حاضر نشدم چشمم را تخليه کنند، چون معلوم نبود به لحاظ روحي بتوانم تحمل کنم يا نه. گفتم اگر قرار است چشمم از بين برود بگذاريد خودش از بين برود. به من گفتند ممکن است عفونت کند و به مغزت برسد، آن وقت جانت را از دست مي دهي. اگر من مي مردم خانواده ام شايد فقط يک سال غم سنگين مرگم را داشتند و بعد عادت مي کردند. اما حالا هر روز به من نگاه مي کنند و ذره ذره آب شدنم را مي بينند.

دفاعيات متهم

بعد از صحبت هاي آمنه و وکيل مدافعش نوبت به مجيد رسيد تا در برابر اتهام اسيدپاشي از خود دفاع کند.

قاضي؛ اتهام شما اسيدپاشي و از بين بردن دو چشم آمنه بهرامي و ايراد جراحت هاي متعدد به صورت او است، قبول داري؟

متهم؛ بله، قبول دارم. من به صورت آمنه اسيد پاشيدم.

قاضي؛ انگيزه ات از اين کار چه بود؟

متهم؛ آمنه از من خواستگاري کرد، من هم قبول کردم و بعد هم عاشق او شدم. اما بچه هاي دانشگاه حرف هاي نامربوطي در موردم زدند و آمنه پشيمان شد.

قاضي؛ حتي اگر گفته هايت را بپذيريم کارت توجيه نمي شود چون آمنه تحقيق کرده و متوجه شده بود نمي تواند با تو زندگي کند. تو حق نداشتي روي صورتش اسيد بپاشي.

متهم؛ مقصر خودش بود. من عاشق او شدم و ديگر نمي توانستم از او دل بکنم. من عاشق آمنه شده بودم. حرف شما منطقي است اما دل عاشق منطق متوجه نمي شود.

قاضي؛تو مي دانستي ميزان تخريب اسيد چقدر است، چرا مي خواستي صورت آمنه را نابود کني؟

متهم؛من دچار فشار روحي و رواني و ديوانه شده بودم. آمنه با رفتارش نشان مي داد مرا دوست دارد اما جواب رد مي داد.

قاضي؛از کجا اطمينان داشتي که آمنه تو را دوست دارد؟

متهم؛هر بار مرا مي ديد، تپش قلب مي گرفت. موضوعات بي خودي را مطرح مي کرد تا با من صحبت کند. من هم فهميدم عاشقم شده است.

قاضي؛ از کجا متوجه تپش قلب آمنه مي شدي؟

متهم؛چشمانش نشان مي داد. شايد ديگران متوجه نمي شدند، اما من با تمام وجودم احساس مي کردم.

قاضي؛تهديد کرده بودي خودکشي مي کني، چرا تهديدت را عملي نکردي؟

متهم؛چند بار تصميم گرفتم آمپول هوا به خودم تزريق کنم اما نتوانستم، بعد تصميم گرفتم به صورت آ منه اسيد بپاشم تا نامزدش او را رها کند و من به آمنه برسم.

قاضي؛چرا تصميم نگرفتي اسيد را به صورت نامزد آمنه بپاشي و خود او را هدف گرفتي؟

متهم؛من نامزدش را نمي شناختم، اما با اين کارم آمنه را از نامزدش جدا مي کردم.

قاضي؛چه زماني تصميم گرفتي اسيدپاشي کني؟

متهم؛وقتي آمنه گفت ازدواج کرده او طوري حرف زد که من مطمئن شدم واقعيت را مي گويد.

قاضي؛اتفاق هاي روز حادثه را تعريف کن.

متهم؛روزي که آمنه گفت ازدواج کرده، به مغازه رفتم و تقاضاي اسيد کلريدريک کردم. مغازه دار گفت اين نوع اسيد جامد است و او ندارد. من اسيد مايع خواستم که گفت فردا مي آورد. فردايش دوباره به مغازه رفتم و 400 سي سي اسيد خريدم. روز حادثه به نزديکي محل کار آمنه رفتم. مي دانستم چه ساعتي از شرکت بيرون مي آيد. 10دقيقه منتظر شدم و بعد در فرصتي مناسب اسيد را به صورتش پاشيدم.

قاضي؛آيا حاضري با اين وضعيت با آمنه ازدواج کني؟

متهم؛بله حاضرم. من او را دوست دارم.

قاضي؛آمنه تقاضاي قصاص چشم کرده آيا حاضري به او ديه بپردازي؟

متهم؛من پولي ندارم که ديه بپردازم. قصاص را قبول دارم به اين شرط که هر دو ما را به اتاق عمل ببرند و چشم هايمان را تخليه کنند، از کجا معلوم بعد از کور شدن من راه درماني براي آمنه پيدا نشود و او دوباره بينايي اش را به دست نياورد؟

قاضي؛پزشکي قانوني و پزشکاني که آمنه را در بارسلونا تحت درمان قرار دادند اعلام کردند آمنه به طور قطع بينايي اش را به دست نمي آورد و براي يافتن اين مساله رسيدگي به پرونده چهار سال طول کشيده است.

متهم؛من اين حرف ها را قبول ندارم، بايد چشم هر دو ما را تخليه کنند تا اثر قصاص روي چشمان من هم باقي بماند.

قاضي؛در اين چهار سال تلاش کردي که رضايت بگيري؟

من تلاش کردم اما آمنه خودش را از من مخفي مي کند.

قاضي در اين هنگام عکس زماني که آمنه سالم بود را به متهم نشان داد و گفت؛ اين چهره را با چهره يي که آمنه حالا دارد مقايسه کن، آيا پشيمان نيستي؟

متهم؛ کاري که کردم اشتباه بود، قبول دارم و پشيمان هستم. حالا هم کارم قابل جبران نيست. من نيتم خير بود هرچند عملم بد بود.

آخرين حرف هاي آمنه

سپس قاضي عزيزمحمدي يک بار ديگر آمنه را به جايگاه دعوت کرد و از او خواست تا اگر حرفي دارد بگويد.آمنه گفت؛ بگذاريد ماجراي تخليه شدن چشم راستم را برايتان توضيح دهم. وقتي پزشکان بيمارستان لبافي نژاد قطع اميد کردند به من گفتند هرچند در اسپانيا هم نمي توان کاري کرد اما براي اينکه بعدها پشيمان نشوم بهتر است به آنجا بروم. در اسپانيا پزشکان تمام تلاش شان را کردند. من مي توانستم با چشم راستم فقط سايه ها را ببينم، آنها چند بار مرا جراحي کردند، اما نتوانستند کاري بکنند. من از صحبت هايشان متوجه مي شدم که اتفاق بدي در حال رخ دادن است اما هيچ وقت در اين باره بي پرده با من صحبت نمي کردند. يک روز صبح که بيدار شدم احساس کردم چيزي شبيه کرم روي گونه هايم است.يادم آمد من کرم استفاده نکردم. چند لحظه بعد ريزش کرم قطع شد و من دستم را به سمت چشمم بردم و متوجه شدم که هيچ چيز در پلکم نيست. خودم را به کلينيک رساندم. پزشکان گفتند ما مي دانستيم اين اتفاق خواهد افتاد اما به تو نگفتيم. اسيد تا پنج سال قدرت تخريب دارد و متاسفانه من روز به روز بدتر مي شوم. آمنه ادامه داد؛ اگر حتي ذره يي اميد بود من در بارسلونا مي ماندم. به من گفتند شبکيه چشمم به طور کامل از بين رفته است. هرچند پولي ندارم و خانواده ام هم به شدت در تنگنا هستند و آقاي خاتمي رئيس جمهور وقت 27 هزار يورو به من کمک کردند تا بتوانم در بارسلونا بمانم، اما حاضر نيستم از متهم ديه بگيرم. مردي که هنوز هم به فکر نابودي من است و مي خواهد چشمانم تخليه شود چطور خود را عاشق معرفي مي کند. اين مرد اگر آزاد هم شود قصد جانم را مي کند.

هر روز از خداوند مي خواهم کاري کند که من از خانواده ام جدا شوم و آنها اينقدر عذاب نکشند.

حکم قصاص

در پايان جلسه قاضي عزيزمحمدي يک بار ديگر متهم را به جايگاه دعوت کرد تا آخرين دفاعياتش را بگويد. او لايحه يي 18 صفحه يي به دادگاه ارائه داد که عنوانش «اسيد پاش مجرم يا قرباني» بود و سپس گفت؛ اين روزنامه ها بودند که جنجال کردند، من کار بدي نکردم. کارم بدتر از اسيدپاشي به صورت 15 دختر در افغانستان نيست که اين طور پرونده ام را درشت کرده و هر روز با يک تيتر چاپ مي کنند. حالا جامعه زير بار قصاص چشمان من مي رود اما اگر آمنه اين کار را کرده بود طور ديگري با او برخورد مي شد.

با پايان يافتن جلسه دادگاه هيات سه نفره قضات (عزيزمحمدي، بومي و رحيمي ) وارد شور شدند و به اتفاق آرا، مجيد را به قصاص چشم پس از پرداخت تفاضل ديه محکوم کردند. اين جوان به پرداخت ديه در مورد ساير قسمت هاي آسيب ديده نيز محکوم شد.




0 امتياز جمعه، 8 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

آیا دلیل ممنوع التصویر شدن گلزار انتشار این عکسها بوده است ؟؟
خبر هاي روز دنيا



آیا دلیل ممنوع التصویر شدن گلزار انتشار این عکسها بوده است ؟؟

در حالیکه پایگاه خبری «فردا» از ممنوع التصویر شدن محمد رضا گلزار خبر داده بود سرانجام ارگان مطبوعاتی صداوسیما بر این خبر صحه گذاشت.

به گزارش خبرنگار «فردا»، محمدرضا گلزار که از مطرح ترین جوانان سینمای ایران است و در میان جوانان ایرانی از محبوبیت قابل توجهی برخوردار است به دلایل مبهمی ممنوع الکار شده است.

در این خصوص روزنامه جام جم با انتشار خبری از قول یک مقام آگاه نوشت: علت ممنوع‌التصویر شدن این بازیگر، پرونده شکایتی است که از اومطرح است اما تحت هیچ شرایطی حاضر به ارائه اطلاعات دیگری نشد.شنیده می‌شود ممنوع‌التصویر شدن تا پایان امسال ادامه خواهد داشت.

بنابراین گزارش برخی آگاهان معتقدند احتمالا‌ او به دلیل اختلاف با یک فیلمساز، با شکایت او در اداره کل نظارت مواجه شده است. گلزار سال گذشته بعد از عقد قرارداد برای ایفای نقش در فیلم این کارگردان به دلایلی از حضور در این فیلم سر باز زد و فیلم با تاخیری حدودا 7 ماهه ساخته شد. طبق شنیده‌ها گلزار برای ایفای نقش در این فیلم دستمزد بسیار بالایی درخواست کرده بود که این مساله بازتاب‌های منفی فراوانی نیز به دنبال داشت.

اما از سوی دیگر گفته می شود علت ممنوع‌التصویر شدن، اخراج وی از کشور امارات به دنبال درگیری با پلیس امارات است. شنیده می‌شود گلزار در یکی از سفرهای خود به دبی، با پلیس این شهر درگیر می‌شود و کار به کتک‌کاری می‌کشد و او به دلیل کتک زدن پلیس از دبی اخراج می‌شود.


به گزارش «فردا» امکان دارد ممنوع التصویر بودن گلزار تا پایان سال ادامه یابد.
اما شایعه شده است علت ممنوع الفعالیت شدن گلزار انتشار چند عکس بوده است

در این خصوص جام جم نوشته است: وقتی خبرنگار ما این پرسش را مطرح کرد که آیا پروژه‌هایی که در 6 ماه آینده آماده نمایش می‌شوند امکان استفاده از این بازیگر را دارند یا خیر، با این پاسخ مواجه شد که تا اطلاع ثانوی هیچ پروژه‌ای حق استفاده از این بازیگر را ندارد و در این زمینه ملاک زمان حال است نه آینده‌ای که شاید در آن این ممنوعیت رفع شود. بنابراین هیچ پروژه‌ای حق استفاده از این بازیگر را بدون اجازه کتبی و رسمی این اداره ندارد و البته پروژه‌هایی نیز که تاکنون چنین درخواستی داشته‌اند، با پاسخ منفی این اداره کل مواجه شده‌اند.

5 امتياز پنجشنبه، 7 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

مایکل جکسون مسلمان شد !
خبر هاي روز دنيا

مایکل جکسون مسلمان شد !

فردا: مایکل جکسون پس از روی آوردن به اسلام نامش را به میکائیل تغییر داد. این خواننده در یک مهمانی در خانه دوستش و در لس‌آنجلس به دین اسلام روی آورد.
به گزارش دیلی تلگراف و به نقل از سان؛ وی گفت وقتی که مراسم را به جا می‌آورد روی زمین نشسته بودم و کلاه کوچکی روی سرم گذاشته بودم.

مهمانی تشرف به دین اسلام این خواننده معروف غربی در مکانی برپاشد که وی در 50 سالگی یکی ار آلبوم‌هایش را در آن ضبط کرده بود. آن خانه متعلق به یکی از دوستانش به نام "استیو پارکو" است که او نیز نوازنده کیبرد همان آلبوم بوده است.

ترانه‌سرای کانادایی "دیوید وارنس‌بای" که یک ترانه سرای حرفه‌ای است و برای وی شعر می‌سرود و "فیلیپ بوبال" تهیه کننده قبلاً هر دو مسلمان شده‌ اند.

طبق اظهارات یک منبع جکسون در این اواخر کمتر فعالیت‌ می‌کرد و افزود: این دو نفر، در مورد اعتقاداتشان با مایکل، صحبت کرده‌اند و گفتند که چه‌طور بعد از گرایش به دین مبین اسلام انسان بهتری شده‌اند و مایکل نیز نسبت به عقاید آنها علاقمند شده‌است.

در پایان این گزارش آمده است، سال گذشته برادر این خواننده "جرمن فرایدی" به او پیشنهاد داده بود که مسلمان شود، او در سال 1989 مسلمان شده بود. و گفت: وقتی من از مکه بازگشتم به او کتاب‌های زیادی دادم و او نیز سوالات بیشتری از دین من پرسید و من به او گفتم که این دین، دین "آرامش و زیبایی" است. او همه چیز را مطالعه می‌کرد و به من افتخار می‌کرد چون من چیزی را پیدا کرده‌بودم که آرامش و مقاومت درونی می‌داد.

وی گفته بود: من فکر می‌کنم، احتمال این‌که وی به اسلام روی بیاورد بسیار زیاد است. او می‌تواند کارهای زیادی را که من باید برای انجام آنها سعی کنم، انجام دهد. مایکل ، من و جهانی که متعلق به خداست، ما خیلی کارها می‌توانیم انجام دهیم.

0 امتياز يكشنبه، 3 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

شرکت گوگل پروژه 10 به توان 100 خود را معرفی کرد
خبر هاي روز دنيا

پروژه 10 به توان 100

همین چند روز پیش بود که شرکت گوگل پروژه 10 به توان 100 خود را معرفی کرد. همه چیز از یک سوال شروع میشد، «آیا می خواهید که جهان را تغییر دهید؟». شرکت گوگل با پیش کشیدن این پروژه خواست به دنیا ثابت کند که انعطاف پذیرترین شرکت حاضر در وب می باشد.

کافیست اگر احساس می کنید ایده ای نو دارید، به سایتی که بصورت اختصاصی برای این پروژه تدارک دیده شده مراجعه کنید، فرم مورد نظر را پر کنید و باقی کار را به گوگل بسپارید. هیچ تفاوتی نمی کند که ایده شما در زمینه اقتصادی است یا انرژی، در واقع شرکت گوگل گزینه هایی را در اختیارتان گذاشته که موارد کلی را شامل می شود و ایده شما را هر چه که باشد شامل خواهد شد.
 شاید سوال شما این باشد که...

 شرکت گوگل با ایده های رسیده چه کار خواهد کرد، پاسخ کاملا روشن است، در مرحله اول 100 ایده برتر از میان ایده های رسیده انتخاب خواهند شد و در مرحله دوم 20 ایده پا به مرحله نیمه نهایی خواهد گذاشت.
 مرحله نهایی انتخاب که توسط افراد متخصص در زمینه های مختلف انجام خواهد یافت، 5 ایده را بعنوان ایده های برتر معرفی خواهد نمود که شایسته اختصاص بودجه 10 میلیون دلاری می باشند.

لینک فرم پر کردن: http://www.project10tothe100.com/submit_your_idea.html

0 امتياز شنبه، 2 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

سرقت کتابخانه مجازی دانشکده علوم اجتماعی
خبر هاي روز دنيا

 

سرقت کتابخانه مجازی دانشکده علوم اجتماعی

همزمان با افزایش اقدامات کنترلی بر روی دانشجویان، دانشکده علوم اجتماعی شاهد یک سرقت عجیب بود. دیروز صبح از کتابخانه الکترونیکی دانشکده فقط اتاق و میزهایش باقی مانده بود!

0 امتياز چهارشنبه، 22 آبان ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

یک چراغ قوه ی انقلابی!
خبر هاي روز دنيا

یک چراغ قوه ی انقلابی!

درست است که چراغ قوه ها در مقایسه با موبایل ها و کامپیوتر ها گجت های بسیار ساده ای محسوب میشوند و بنابراین نکته زیادی هم برای گفتن در مورد آنها وجود ندارد. اما این یکی واقعا استثنایی است.

5.11 Tactical ( فلاش لایت ) یک چراغ قوه شارژی است و بدون باطری کار می کند. این چراغ قوه تنها طی 90 ثانیه به مرحله شارژ کامل می رسد و با یک بار شارژ 23.5 ساعت کار میکند. بله درست خوانده اید با یک و نیم دقیقه شارژ این گجت کوچک نزدیک به 24 ساعت تمام برای شما کار خواهد کرد.

اگر 5.11 Tactical را داشته باشید تا آخر عمر نیاز به خریدن چراغ قوه دیگری نخواهید داشت چرا که این گجت 50000 بار شارژ می شود. و بر طبق ادعای شرکت سازنده طول عمر مفید آن 135 سال است.

این وسیله ضد ضربه و ضد آب ساخته شده است. و قادر است که در دمای بین -40 تا +65 درجه سانتیگراد کار کند. بنابراین تقریبا در هر شرایطی میتوانید از آن استفاده کنید. 
واقعا از یک چراغ قوه انتظار دیگری هم دارید؟

0 امتياز دوشنبه، 20 آبان ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

تراژدی تلخ خودکشی در محمود آباد
خبر هاي روز دنيا

تراژدی تلخ خودکشی در محمود آباد

دختر و پسر جوانی که با مخالفت خانواده هایشان در ازدواج با هم ناکام مانده بودند در اقدامی تلخ و تاسف بار در بیابانهای شهر محمودآباد قزوین دست به خودکشی زده و به زندگیشان خاتمه دادند.ساعت ۱۰ صبح سه شنبه پانزدهم آبانماه، ماموران کلانتری ۲۱ محمودآباد که در پی تماس تلفنی برخی از شهروندان با مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ قزوین از مشاهده جسد دو جوان در بیابانهای اطراف این شهر باخبر شده بودند پس از آن که خود را به محل حادثه رساندند با جسد دختر و پسر جوانی رو به رو شدند که هر دو به فاصله یک متر از هم با طناب از شاخه درختی حلق آویز شده بودند.بررسی های اولیه کارآگاهان اداره مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی استان قزوین نشان می دهد: "ياسين" ۲۳ ساله و "ليلا" ۱۸ ساله از مدتها قبل به يكديگر علاقه مند بوده و با وجود عشق و دلدادگي اين دو به همديگر، خانواده هايشان حاضر به انجام وصلت بين آنان نشده بودند.براساس اين بررسيها، اين دو جوان دلداده و عاشق پيشه كه راه ها را براي وصال به همديگر بسته مي ديدند با تصميم به خودكشي، در شامگاه دوشنبه از محل سكونتشان در شهر محمودآباد نمونه قزوين خارج و با پيوستن به يكديگر، خود را به بيابانهاي اطراف شهر رسانده و در اقدامي تلخ و تاسف بار، با استفاده از طناب دست به انتحار زده و اينگونه پرونده زندگي خود را براي هميشه بستند.گفتني است: تحقيق كارآگاهان جنايي پليس آگاهي پيرامون ايح حادثه كه بازتاب بسيار گسترده اي در قزوين برجاي گذاشته، همچنان ادامه دارد.!!!

0 امتياز جمعه، 17 آبان ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

 
تعداد اخبار: 47 (5 صفحه | قابل نمايش: 10)
[ 1 | 2 | 3 | 4 | 5 ]
عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
گذرواژه:
تايپ مجدد:
 

تولبار سايت براي كساني كه...

به خانواده 10000 نفري تولبار بپونديد

بعضي امكانات تولبار

  1. سرچ در تمام سايتها دنيا
  2. دسترسي هميشگي سايت
  3. اخرين پستهاي سايت در تولبار داريد
  4. دانلود جالب در تولبار قرار ميگيرد
  5. چت روم در تولبار قرار دارد
  6. چك كردن ايميلتون بهع صورت اتوماتيك
  7. و...........................

تولباري براي شما...هر چي بخواي داره..از ......... تا............


آمار کاربران
 
عضو شويد
ارسال کلمه عبور

 
عضويت:
امروز: 7
ديروز: 1
در انتظار: 0
مجموع کاربران:1,877
جديدترين کاربر: pourya72

آمار بازديد:
 بازديد امروز : 10,215
 بارديد ديروز : 10,962
 بازديد کلي : 1785402
بيشترين تعداد آنلاين:
ميهمان: 713
اعضا: 2
مجموع: 715

وضعيت آنلاين ها :
ميهمان: 38
اعضا: 0
مجموع: 38

اعضاي آنلاين:

نظرسنجی
ايا به ارواح اعتقاد داريد؟

بله
خير
والله تو شكم نميدونم
اينها همش خرافاته!!



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 281
نظرات : 14

برترین مطلب روز
تاکنون مطلبی