کاربر گرامی ورود شما را به سایت خیر مقدم عرض می کنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید وارد شوید. اگر هنوز عضو سایت نشده اید از این لینک عضو شوید.
 
  کاربر مهمان، خوش آمديد!  ( ورود - عضويت )   امروز 17 دي ماه ، 1387
 
منوی اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
دیگر بخشها
بخش کاربری
بخش خبری
امکانات سایت
مطالب سایت

جستجو



موضوعات سايت

بخش ارواح و مسائل مرتبط

فيلم ارواح و موجودات فضايي

عكس ارواح و جن و يوفا

داستانهاي واقعي ارواح و مسائل ان

بخش فيلم

فيلم هاي روز دنيا براي دانلود

فيلم براي psp va ipo با فرمت mp4

فيلم و اموزش شعده بازي

كليپهاي صوتي و تصويري كوتاه

دانلود اهنگهاي كم ياب و زيبا

بخش عكس

عكس بازيگران.خواننده ايراني و خارجي

عكس هاي خنده دارو ترسناك و...

عكس بازيكنان كشتي كج و مسابقات

بخش دانلود ها

دانلود بازيهاي روز دنيا

دانلود نرم افزار ها مختلف

دانلود بوتر و ويسي و برنامه ياهو

بخش موبايل

نرم افزار موبايل

تم و باري و پشت زمينه موبايل

كليپهاي صوتي و تصويري موبايل

بخش فلش

فلش كليپها و عشقي

فلش ترسناك و خنده دار

فلش بازي

بخش اموزشي و سرگرمي

دانلود نرم افزار هاي سرگرمي و خنده

اموزشي همه چيز

اس ام اس و جك ( مقاير با قوانين)

مطالب جالب از همه جا و سرگرمي

بيوگرافي بازيگران و غيره

خبر هاي روز ايران و جهان


مطالب تصادفی

موضوع
[ سرگرمي و مطالب جالب ]

·هاليوود و فرهنگ سازان شيطاني
·شبیه ساز آنلاین دوربین دیجیتال
·سوتی‌های سریال حضرت یوسف!
·اسم و فامیلتونو توی این سایت بذارید ،ببینید چی میشه!!
·شهر هرت كجاست؟؟!!!
·ساختمان‌های عجیب با عکس انها و توضیح کامل.بسیار جالب
·خاطرات نظاميان انگليسي!
·ريست كردن گوشي افراد با استفاده از پيامك
·دسترسی به این سایت فیا-تر شده ممکن نیست
·عکس های مراسم ازدواج سنگین ترین فرد دنیا!!
·شنل قرمزی در طرح امنيت اجتماعی
·مردم دوست دارند شبیه کدام هنرپیشه باشند ؟
·20 روش ساده برای گفتن ؛دوستت دارم؛
·شهرهای شناور (خیلی باحالن)
·گلچين مطالب فروم سايت سري دوم

آخرین ارسالها
کل موضوعات 2057
کل ارسال ها 6423
کل بازديد ها 208600
کل پاسخ ها 4381
کل اعضا 1878
آخرين 20 ارسال انجمن

روابط ج..نس.ی نامشروع درایران
ارسال شده توسط Merhab در مورخه : دوشنبه، 16 دي ماه ، 1387

مدير و مسئول جديد بيا 11
ارسال شده توسط numex در مورخه : دوشنبه، 16 دي ماه ، 1387

bot makers
ارسال شده توسط mehrdadkh در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

nvisible check and other tools
ارسال شده توسط mehrdadkh در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

Best Booter this Week
ارسال شده توسط mehrdadkh در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

info graber and tools
ارسال شده توسط mehrdadkh در مورخه : يكشنبه، 15 دي ماه ، 1387

برترین موضوعات جستجوگوگل 2008
ارسال شده توسط utex در مورخه : شنبه، 14 دي ماه ، 1387

تفاوت یوسف زلیخای ایران آمریکا
ارسال شده توسط utex در مورخه : شنبه، 14 دي ماه ، 1387

عکس جالب
ارسال شده توسط utex در مورخه : شنبه، 14 دي ماه ، 1387

امتحان پایان ترم
ارسال شده توسط utex در مورخه : شنبه، 14 دي ماه ، 1387

ماشين هاي عجيب!!
ارسال شده توسط utex در مورخه : شنبه، 14 دي ماه ، 1387

عکس و بیوگرافی از خودم
ارسال شده توسط utex در مورخه : شنبه، 14 دي ماه ، 1387

تاریخچه شراب شیراز
ارسال شده توسط maryam2 در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

آلبوم ...And Justice for All
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

آلبوم Master of Puppets
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

آلبوم Ride The Lightning
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

ایام محرم و شهادت سالار شهیدان
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

پیامهای Englis در ایام کریسمس.
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

تبریک آغاز سال نوی میلادی 2009
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

ویدیو Circus از Britney Spea
ارسال شده توسط schiwah در مورخه : جمعه، 13 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو

تالار گفتمان سایت

تالار گفتمان با 5499 مطلب

برای ورود بر روی عکس زير کلیک کنید


ار اس اس سايت

روي عكس كليك كنيد


 
سايت تفريحي اموزشي-فيلم ارواح: داستان و مسائل ارواح و

جستجو پیرامون این موضوع:    
[ برگشت به صفحه اصلی | انتخاب موضوع جدید ]

نظر یکی از ارواح درباره زمان انتقال به جهان های روحی
داستان و مسائل ارواح و

arvah ghost ارواح روح جن

نظر یکی از ارواح درباره زمان انتقال به جهان های روحی

انتقال از جهان حیات به عوالم روحی معمولا به دو صورت انجام می گیرد

1-مرگ معمولی یا طبیعی

عده ای از افراد پس از آنکه به کسالتی دچار می شوند مدتی در بستر بیماری بسر می برند و از نیروی حیات جسمانی آنها بتدریج کاسته می شود و کلیه سیالات حیات بتدریج قدرت خود را از دست می دهند و وقتی که سیالت حیات از بین رفتند و از جسم جدا شدند سر انجام آن فرد فوت می کند

2-مرگ ناگهانی

این حالت از مرگ بر اثر ثانحه یا سقوط یا جنگ و یا دلایل ناگهانی دیگری در مدت زمان کوتاهی رخ می دهد و فردی جان خود را به سرعت از دست می دهد . در این صورت دگرگونی در تعغییر حالتهای روحی و جسمی بسیار سریع و ناگهانی برای وی به وجئد می آید که شناخت و درک چگونگی انتقال روح و تنپوش در این حالت به جهانهای روحی در زمان مرگ برای بشر مهم و ارزنده است


در یکی از جلسات روحی از روح حاضر در جلسه درباره چگونگی حالت و زمان مرگ سوال شد که وی در پاسخ چنین گفت

من در آخرین روزهای بیماری به بیمارستان منتقل شدم ودر یک اتاق چهار تخته بستری شدم و قرار بود صبح روز بعد از من آزمایشاتی به عمل بیاید.از آغاز غروب به من احساس بسیار شاد و خوبیدست داده بود و هر لحظه این احساس خوشی در وجود من بیشتر می شد به طوری که در اواخر شب حالت خلسه کاملی فرو رفته بودم.در نیمه های شب متوجه شدم که بدنم در رخوت و سستی خاصی فرو رفته است. در وهله نخست فکر کردم که به علت داروهای مختلف و یا محیط بیمارستان چنین حالتی به من دست داده ولی هر چه زمان می گذشت بدنم بیشتر کرخت و سنگین می شد به طوری که دیگر نمی توانستم پلک چشمهایم را باز کنم ضمن اینکه احساس لذت و آرامش زیادی در من بوجود آمده بود.حس می کردم پاهایم سرد شده گویی بدنم در داخل آب سردی فرو رفته و این سرما بتدریج تمامی بدنم را در بر گرفت با قدرتی زیاد تلاش کردم تا توانستم خود را از آن کوه یخ برهانم.در این حال خود را کاملا آزاد احساس کردم ولی جسمم چون تکه چوبی روی تخت بیمارستان ساکت و آرام افتاده بود . در تعجب بودم که چگونه تا کنون توانسته بودم با این جسم سنگین و سرد زندگی کنم.در آن وقت در چنان حالت خوب و آرامشی بسر می کردم که هرگز در تمام طول عمر خود به این گونه لذت و خوشی و احساسی دست نیافته بودم

در این زمان پرستار جهت دادن دارو به بیماران وارد اتاقشد و تا چشمش به صورت من افتاد متوحش شد و دیگران را صدا زد در این هنگام همه به تکاپو افتاده بودند و هر یک عملی انجام می داد که جسم مرا دوباره زنده کند ولی من از این کارهای بی نتیجه آنها نگران بودم زیرا تمایلی به زندگی با جسم مادی نداشتم . در همین کشمکش های روحی و جسمی بودم که صدای خنده بلنی دقت مرا جلب کرد و متوجه شدم پدر و مادر و برادر و خواهر و پسر خاله و ... وارد اتاق شدند.جوان نیرو مندی را دیدم که مرا بوسید تاکنون او را ندیده بودم و خود را به من معرفی کرد فهمیدم که امیر پسری است که در دو سالگی او را از دست داده بودم.آنان می خواستند مرا از بیمارستان خارجشده وهمراه آنها به عوالم روحی بروم من برای آخرین بار نگاه نفرت باری به جسم مادی خود انداختم وبا سرعت زیادی فاصله بین بیمارستان و منزل را پیمودم.زمانی که وارد خانه شدم همگی افراد خوانواده غیر از همسرم خوابیده بودند .خیلی کوشش کردم که حقیقت را به او بگویم ولی نتوانستم. همراهانم به من فهماندند که در حال حاضر نمی توانم با کسی از افراد خانواده تماس بر قرار کنم.لذا به همراه آنان منزل را ترک کرده و در مسیری حرکت کردم که برایم ناشناس بود . در راه خیلی ها را می دیدم که در رفت و آمد هستند و ارواح زیادی هم با ما همراه بودند تا اینکه به جایی رسیدیم که من هیچگونه آگاهی از از آن محل نداشتمکه پی از آن دانستم که در جهان سوم روحی یا بهشت و در طبقه سوم مکان دارم.مدتی به فراگیری علوم مختلف روحی والهی پرداختم و پی از آموزشهای بسیاربه سمت استاد نقاشی در همان جهان مشغول بکار شدم و به ارواح درس نقاشی روحی می دهم. برای بالا بردن سطح زندگیم می بایست کارهای مفید تری را نیز انجام دهم لذا جهت این منظور باید حفاظت یک نفر را در جهان های مادی به عهده می گرفتم و من روح نگهبان یکی از فرزندانم شدم و اکنون به نگهبانی و مراقبت از او بر مبنای سرنوشت مشغول هستم

سوال شد منظور شما از روح نگهبان چیست؟

وی گفت:

در عوالم روحی زمان و مکان برای ارواح مفهومی ندارد و ارواح در هر لحظه از زمان قادر خواهند بود میلیون ها کیلومتر راه را بپیمایند همان طوری که رشته های حیات در زمان زندگیبین جسم و روح افراد در ارتباط است رشته های حیات روحی هم بین من و فرزندم بر قرار است و .یعنی همان طوری که شب فردی در خواب است و روح وی از جسم فاصله بسیار زیادی دارد و در اثر کوچکترین حرکت و یا سر و صدا یا ارتعاش این رشته های روحی فورا به جسم باز می گردد و شخص از خواب بیدار می شود .درست همین حالت و با سرعت زیادتری بین من و روح فرزندم برقرار است و در اثر کوچکترین نیاز و یا خواستهایبا به ارتعاش در آمدن این رشته ها من که روح نگهبان وی هستم از ماجرا خبر دار می شوم و به سوی او خواهم شتافتیعنی با اولین فرکانس مغزی و روحی وی که انعکاس آن به رشته های پیوند روحی من اثر می گذارد خود رابه محلی که وی در آنجاست می رسانم

مجددا از روح حاضر سوال شد:

زمانی که شما به جهان روحی سفر کردید محیط برایتان چگونه بود؟

در پاسخ گفت:پس از مرگ به جهانی انتقال پیدا کردم درست محیطی مانند کره زمین را مشاهده کردم ولی بمراتب زیباتر و بهتر از آن بود.ساختمان و خیابان و درخت و گل و تمام زیبایی هایی را که در زمین می توان یافت در هر نقطهای از این جهان وجود دارد

از وی سوال شد:آیا زمانی که وارد جهان سوم شدی پی شیده بودی یعنی لباس به تن داشتی؟

او جواب داد بلی مدت ها با همان لباس زمان حیات زندگی می کردم ولی پس از تسلط بر عقل آنها را با لباس مورد علاقه ام تعویض کردم و لباس تازه ای به تن کردم

از روح سوال شد :

از گریه و زاری زن و فرزندانت پس از مرگ چه احساسی داشتی؟

در این باره گفت:از این کار لذت نمی بردم بسیار هم ناراحت می شدم.خیلی کوشش کردم که در خواب و یا بیداری به افراد خانواده ام بفهمانم که اشتباه می کنند چون وضع من در جهان روحی خیلی بهتر از زندگی در زمان مادی است ولی موفق نشدمو مدت های زیادی از گریه و زاری خانواده ام افسرده و ناراحت بودم .این مطلب باید به افراد نسل بشر گفته شود که انجام کلیه این اعمال گریه و زاری ها و دلسوزی ها را می بایست به خاطر آینده خود پس از مردن داشته باشند و روح فرد سالمی که زندگی پاکی داشته نیاز به گریه و غم و اندوه ندارد تا ارواح بتوانند با اجرای آخرین مراسم زندگی مادی در جلساتی که برای یادبود آنان تشکیل شده و همگان حظور دارند شرکت داشته باشند در غیر این صورت ارواح در مراسم خانوادگی شرکت نمی کنند

منبع : کتاب کلیات علوم روحی

0 امتياز دوشنبه، 18 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

كشتي تايتانيك و نفرين فراعنه
داستان و مسائل ارواح و

كشتي تايتانيك و نفرين فراعنه

همه ما حتما در مورد كشتي تايتانيك و غرق شدن اون چيزايي خونديم  و ديديم ولي اينكه چه جوري اين كشتي بزرگ كه همه اونو جاويد و غرق نشدني مي دونستند
با كوه يخي برخورد كرد و غرق شد به جز علل فيزيكي كه براي غرق شدن اين كشتي بيان شده يه علت متافيزيكي هم براي اون بيان شده كه  مربوط به نفرين فراعنه هست طبق نوشته هاي موجود در اهرام مصر اشخاصي كه بخواهند به جنازه هاي موميايي شده خانواده فرعون نظري داشته باشند به عذابي جاويد مبتلا مي گردند كه بعضي از مصر شناسان براين باورند كه تاتموس سوم يكي از فراعنه مصر جهت ايجاد رعب و وحشت در ميان مردم مان ان عصر و جلوگيري از مقبره ها به كاتبان دستور داده بود تا در كتيبه هاي  سنگي متن نفرين نامه وي را حك كنند
در سال 1911 ميلادي تاجري فرانسوي به نام رنه موروا كه در كشور انگلستان به كار تجارت اشياي قديمي مشغول بود و در زمينه صنعت كشتي سازي نيز سرمايه گذاري مي كرد به همراهي كاپيتان اسميت ومهندس اندروز به مصر مي روند بر حسب تصادف در انجا شاهد خريد و فروش تابوتي قديمي متعلق به معبد امون  مي شوند
كه در قرعه كشي شركت مي كنند و اين تابوتو خريداري مي كنند اين تابوت ارزش هنري زيادي داشت و داراي حكاكي هاي نفيسي بود و درون ان جنازه موميايي شده همسر فرعون شانزدهم مصر بود و ديواره هاي تابوت از طلا و عاج بر روي سنگ ساخته شده بود موروا از خريدش خوشحال بود و انرا پيك خوشبختي خودش مي دانست ولي برخلاف نظرش از زماني كه ان تابوت به زندگي او وارد شد دچار بدبختي ها و تيره روزي هاي بي شمار شد هنوز چند روزي از خريد ان نگذشته بود كه بر اثر گرفتگي لوله تفنگش دست راستش مجروح وقطع شد مغازه اش در اتش سوخت و دچار بيماري سل شد و در عرض يك ماه بطور كلي بد بخت و ورشكست شد
مورو اپس از فكر كردن زياد متوجه تابوتي شد كه خريداري كرده بود و با خود فكر كرد كه اين گرفتاريها درست پس از خريدن اين تابوت شروع شده اند و بسراغ ان رفت بمحض نزديك شدن به تابوت از ترس بر جاي خود ميخكوب شد غير قابل باور بود و لي حقيقت داشت موقعيكه انرا خريداري كرده بود ساعتها به تصويري كه روي تابوت حكاكي شده بود نگاه كرده بود تصوير داراي لبخند و چشماني بسته بود . اما اين بار فرق مي كرد چشمان تصوير باز بود و هيچ نشانه اي از تبسم بر ان نبود و گويي با نفرت بر او نگاه مي كرد .پس تصميم به فروش ان گرفت ولي نمي خواست در اين كار عجله به خرج دهد و به قيمت پايين بفروشد. در همسايگي خانه او بيوه
ثروتمندي بود كه از زمان مراجعت او از مصر هر روز به خانه انها مي امد و ساعتها در مورد مصر و تمدن كهن با او صحبت مي كرد انگونه كه بعدها خانم همسايه در اخرين ساعات مرگش به كشيشي كه به بالينش حاضر شده بود گفت كه وقتي به خانه موروا رفتم ديدم كه ا. بر جاي خود خشك شده و به چشم هاي تصوير روي تابوت خيره شده اولش فكر كردم در همان حالت مرده است ولي زمانيكه نزديك شدم متوجه لرزش خفيف بدنش شدم فهميدم دچار شوك شديدي شده پشتش را ماليدم و به زور يك فنجان قهوه به او خوراندم . پس از بيست دقيقه موروا به حالت عادي برگشت و با گريه گفت چشمان تصوير باز شده و روح ملكه در اين اتاق قدم مي زند من كه به بد شانسيهاي يك ماه قبل او واقف بودم گفته هايش را از روي فشار عصبي دانستم و براي انكه خونسردي و ارامش را به او باز گردانم گفتم: در مورد موميايي تو اشتباه مي كني و براي اينكه خيالت ازين بابت راحت باشد من حاضرم انرا به قيمت خوبي از تو بخرم انتظار برخورد شديدي از جانب وي را داشتم چون دو هفته قبل در مورد فروش ان صحبت كرده بوديم وي برخورد تندي نشان داده بود با شنيدن اين حرف جان تازه اي پيدا كرد و بدون انكه مبلغ پيشنهادي را بشنود گفت باشد انرا به تو فروختم  در ان لحظه خيلي احساس خوشحالي مي كردم ولي اي كاش هرگز انرا نخريده بودم. موروا با فروش تابوت تمامي بدبختي هايش را نيز به خانم بيبسكو انتقال داد.همانروز ورود مادرش از پله ها سقوط كرد و نخاعش قطع شد مردي كه قرار بود با او ازدواج كند بي هيچ بهانه اي كنار كشيد و او را تنها گذاشت مرغ و خروسهايش بصورت دست جمعي مردند . سه سگ گرانبهايش در يك لحظه هار شدند و بطرف يكديگر حمله كردند و در نهايت انها را با تير خلاص كردند و خود خانم بيبسكو هم به بيماري جذام مبتلا شد و با زجر فراوان در گذشت.كشيش تگنر كه در اخرين لحظات بالاي سر خانم بيبسكو بود پي به اين راز مخوف برد و پاپ اعظم را در جريان امر گذاشت و طبق دستور كليسا مي بايست هر چه زودتر به اهرام مصر باز گردانده شود و ماموريت انتقال ان به كشيش سپرده شد. موروا دو روز بعد از مرگ خانم بيبسكو در گذشت و تحقيقات بعدي نشان دادند كه فروشنده اصلي نيز چندي قبل بر اثر يك اشتباه فوت كرده است. اما مادر عليل خانم بيبسكو كه تنها وارث وي بود اعلام كرد كه جنازه موميايي و تابوت انرا به موزه مردم شناسي لندن اهدا مي نمايد . مسئولان اين موزه با خوشحالي قبول كردند و انرا به موزه انتقال دادند
فاجعه هاي پيش بيني نشده  ان موميايي پاياني نداشت و براي دست اندر كاران ان موزه نيز درد سرهايي  فراهم كرد بعنوان نمونم نقاش ايتا ليايي بنام اميل كانتيني در طول شش ماه تلاش چندين بار خواست از تصوير ملكه مصري تابلويي تهيه كند و هر بار بدلايل نا معلومي موفق نشد و اخرين بار كه تصوير را تمام كرد و سوار درشكه شد تا انرا به گالري نقاشي اش ببرد در بين راه ناگهان چيزي متحرك و سفيد از اسمان بر بالاي سر درشكه نمايان شد و موجب رم كردن اسبها شد و تابلو كاملا تخريب شده بود و فقط چشمهاي ان سالم مانده بودند كه به وضع تمسخر اميزي بوي مي نگريست. اتش سوزي موزه لندن نيز در سال 1911 يكي از رويدادهايي است كه هنوز علتش مشخص نشده و عده اي بر اين باورند كه به علت وجود تابوت در اين موزه صورت گرفته چرا كه در هنگام وقوع فاجعه شبحي را در حال پرواز در بالاي اين موزه ديده اند. ديگر براي مسئولان موزه جاي درنگ نبود و بايد از شر اين تابوت خلاص  مي شدند با تلگرامي فوري موضوع را با موزه مصر شناسي نيويورك مطرح ساختند . پرفسور اچ . دي . زيگلز كارشناس مصر شناسي در ان عصر توانست دست اندر كاران موزه نيويورك را متقاعد سازد كه گفته هاي انگليسيها از خرافات سر چشمه گرفته است و اخر سر انان در پاسخ به تلگراف اعلام نمودند كه ملكه موميايي شده را با  كشتي تايتانيك به امريكا بفرستند تا در اين موزه نگهداري شودو مطمئنا ان ملكه از بودن در كنار ساير نمونه هاي مصر باستان خوشحال خواهد شد و دست از بازيگوشيهايش بر خواهد داشت. اين پايان ماجرا بود و
تابوت فوق به كاپيتان اسميت و مهندس اندروز سپرده شد تا بوسيله كشتي تايتانيك به امريكا برده شود اين دو تنها كساني بودند كه در انروز از چگونگي خريدو حمل ان با خبر بودند و بنا بر ترسي كه از تهمت قاچاق كالا و ميراثهاي فرهنگي سكوت را تر جيح دادند و كشتي تايتانيك غرق شد و ملكه مصري توانست از دو دشمن قديمي خود نيز انتقام بگيرد . ايا مي توان همه اين رويدادها را بر حسب تقاطع زمان و تصادف گذاشت اگر اين طور باشد پس موضوع شبح كه بارها مشاهده شد چگونه مي توان توجيه كرد؟   

0 امتياز دوشنبه، 18 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

برخورد با مرگ
داستان و مسائل ارواح و

برخورد با مرگ

کوبلر راس می‌گوید هر آدمی وقتی خبر مرگ قریب‌الوقوع خودش را می‌شنود  از چند مرحله روان‌شناختی عبور می‌کند 

«در میان همه موجودات روی زمین، تنها انسان است که از مرگ می‌ترسد و مرگ برایش اهمیت دارد. زیرا تنها آدمی است که به مرگ می‌اندیشد و در واقع می‌تواند به مرگ بیندیشد.» اینها جملات یک فیلسوف معاصر غربی است؛ نوربرت الیاس.

خیلی سخت است که بخواهیم از مرگ صحبت کنیم اما جملاتمان فیلسوفانه و انتزاعی نشود. با این وجود در قرن بیستم یک خانم روانپزشک دست به کاري کاملا تجربی و عینی در مورد واکنش به مرگ زد؛ او به سراغ بیمارانی رفت که خبر مرگ خودشان را شنیده بودند و دید که تقریبا تمام آنها برای پذیرش این خبر، مراحل روان‌شناختی یکسانی را پشت سر می‌گذارند.

این روانپزشک آمریکایی - سوئیسی با این تحقیقش یک عنوان عجیب و غریب به نام خود اضافه کرد و از آن به بعد او را با این عنوان صدا زدند:....

بقيه مطلب در ادامه مطلب

0 امتياز دوشنبه، 18 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه مطلب ادامه مطلب 76 بار بازديد شده

جهان واپسین و عاقبت جهان
داستان و مسائل ارواح و

جهان واپسین و عاقبت جهان

باور اشوزرتشت به جهان واپسین و عاقبت جهان چيست؟ 

   برای درک این بخش از جهان بینی نیز، دانستن چند اصل از باور اشوزرتشت لازم می باشد:
- جهان از دو بخش«گیتايی» و«مینوی» درست شده است «براساس تاریخ نوشته شده بشر، نخستين پیامبری که از «جهان مینوی» سخن به میان آورده، اشوزرتشت می‏‌باشد». جهان گیتوی (ماده وانرژی) جرم وحجم وجاذبه و بارالکتریکی دارد وفضا را اشغال می‏‌کند و بُعد وحجم دارد ومرتب درحرکت است وانرژی دارد و... بخش مینوی جهان شامل فضا، خودِحرکت، نیروی جاذبه و دافعه و... می باشد. این بخش ازطبیعت، بُعد وحجم ندارد وهمیشه ثابت است وحرکت نمی‌کند.
- برهردوبخش گیتايی ومینوی جهان قوانین دقیق و همیشگی(اشا) حاکم است و هیچ بخشی از جهان دیمی رفتار نمی‌کند. ودردل همه ذرات طبیعت، بزرگی ودانايی یا به‏قول اشوزرتشت فروهر (ذره‏ای از اهورامزد بوده و نيروي پیش برنده است) وجود دارد.
- «زندگی» و«نازندگی»(نازندگی یعنی زندگی که ما جزيیاتش را نمی‏‌دانیم) وجود دارد و «مرگ» به مفهوم «نیستی»، حقیقت ندارد. بنابر آموزش‏های اشوزرتشت، مرگ شکل دیگری از زندگی است و واقعیت است ولی حقیقت ندارد.
- زرتشتی باید به‏‌صورتی زندگی کند که هم گیتی وهم مینو را داشته باشد. دراوستای روزانه می‏‌خوانیم ”تنی و رواني گیتی و مینو، گیتی مان باد بکامه تن، مینویمان باد بکامه روان“. با کار و کوشش و فعالیت های فیزیکی در بهبود اقتصاد خود و خانواده بکوشد و از لذت های دنیوی و شادی روزگار درحد متعادل بهره‏مند گردد و با انجام اندیشه وگفتارو کردارنیک و گذشت و خیرات و دیگر کارهای نیک و مینوی (معنوی) درحد توان سعی کند که جهان مینوی را نیز برای خود بسازد.
- در فرهنگ زرتشتی هیچ بخش غریزی ما شیطانی نیست و برآورده شدن غرایز به‌‏صورتی معقول و درست اساس دین ماست. همه غریزه‏‌هاي ما برای زندگی لازم است. به‌‏شرطی که به‏‌صورتی منطقی ودرست از آنها بهره گیریم و همیشه وجدان یا «اخلاق» را درنظرداشته باشیم.
در دین زرتشت به آن دسته از غريزه‌‏هاي طبیعی که به‌‏صورتی بسیار افراطی از آن استفاده شود(دیو) می‏‌گویند. و چکیده دین ما زندگی کردن بر پايه‌ي فرهنگ مزداپرستی و مبارزه با فرهنگ دیوپرستی است. دیوِدروغ، دیوِآز، دیوِکين، دیوِخشم و.... در گاتها و بخش‏‌های گوناگون اوستا نکوهش شده‌است و از زرتشتیان خواسته شده تا در زندگی با این دیوها مبارزه کنند.
- برای بنانهادن زندگانی اشويی، «بهداشت روان» همان‌اندازه مهم است که «بهداشت تن» اهمیت دارد و آموزش ‏و پرورش روان (اندیشیدن و ساختن شخصیت مَنِ خویش) همانقدر مهم است که آموزش و پرورش جسم (ورزش های مناسب).
- بشر پس از مرگ از بین نمی‏رود بلکه به دنیايی می‏رود که «جهان مینو» نامیده می‌شود و مینوی می‌‏شود.
- بنا به باور زرتشتیان، پس از مرگ، روح و فروهر هر دو باقی می مانند، روح مسئول است و باید پاسخگو باشد ولی فروهر که ذره ای از ذات پاک اهورامزدا است که در جسم ما به‏‌ودیعه نهاده شده بوده‌است، به اصل خویش باز می‌گردد.
- انسان بایستی قوانینِ حاکم بر طبیعت (اشا) را بشناسد و خود را به‏‌وسیله پیروی از راستی و منش نیک با آن هم‏آهنگ نماید. که همیشه سربلند باشد و با افتخار زندگی نماید و به اصطلاح ”عاقبت به خیر“ گردد.
- در باور زرتشتیان در مرگ هیچ‌کس نبایستی گریست. تنها باید حرمت را نگاهداشت و مراسم مذهبی را به‏خوبی به‏‌جا آورد.
- برای نخستين بار اشوزرتشت از «بهشت» (بهترین جايی که در خيال می‏‌گنجد) و «دوزخ» یعنی (خانه دروغ)، سخن به میان می‏‌آورد.
باور اشوزرتشت این است که، خداوند به انسان «وجدان و خرد» و قدرت اراده اختیار، بخشیده تا بر سرنوشت خود حاکم بوده و شخصیت خود را بسازد و چون انسان، می‌تواند با پیروی از اشويی، «سپنته‌‌من» گشته و «اشون» شود و یا با پیروی از «دروغ»، «انگره‌‏من» شده و «درگوند» گردد وموجودی «مسئول» است و بایستی «پادافره» اعمال خود را دریافت نماید.
- روح انسان تا سه روز در اطراف تن درگذشته می‏‌ماند و صبح چهارم آن‌را ترک می نماید . برای رسیدن به عالم بالا یا جهان مینوی لازم است که از پلی به نام «چینه‌‏ود» (صراط) بگذرد.
صحنه‌ه‏ای بسیار جالب و امروزی از ”دادگاه در اوستا“ در جریان است، روح در سرپل‌چینود، اعمالش سنجیده می‏‌شود، فرشته «مهر» داور است و ترازو(میزان) در دست دارد و فرشته «سروش» نقش مدعی العموم یا دادستان را بازی می کند و گناهان فرد در گذشته را برمی‏‌شمارد درکفه‌ای می‏‌گذارد. فرشته«رشن» نقش وکیل مدافع را دارد و علل و اسباب کارهايی را که سروش گناه می‏‌داند را برمی‌‏شمارد و کارهای نیک او را در کفه دیگر ترازو می‏‌گذارد و از روح درگذشته دفاع می کند. فرشته «رشن» هم اغلب پا درمیانی می‌کند که تا آنجا که ممکن است بار گناهان در گذشته را کم کند. ( جالب است بدانید که: دادگاه های دوره ساسانیان نیز اینچنین اداره می‌شده است وهنگام محاکمه متهمین از مردم خواسته‌می‏‌شده است که هر کس کارهای نیکی از متهم دیده است را به‌‏دادگاه ارايه دهد تا درست داوری شود. و از حدود پنجاه سال پیش در جهان چنین قانون شد که هیچ متهمی را نمی‌توان بدون داشتن وکیل مدافع داوری نمود.)
- بخشش در دین زرتشي نیست. هر کس همان می‏‌دروَد که می‏‌کارد، و تنها با کارنیک می توان کارهای‌بد را از بین برد و پوشانید هر گناهی پادافرهی دارد مشخص و دقیق(بر طبق قانون اشای مینوی).

0 امتياز سه شنبه، 12 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

كالبدهاي انساني.7 كالبد
داستان و مسائل ارواح و

arvah ghost ارواح روح جن

كالبدهاي انساني.7 كالبد

کالبد هفتم
لایه کلیشه ای کتری کالبد علی:
وسعت آن حدود 75الی 105 ساتیمتر از کالبد فیزیکی است. در بر گیرنده تمام کالبدهای هاله همراه با کالبد فیزیکی است. کالبد کتری از رشته های ظریف نور طلایی ونقره ای تشکیل شده که فرم کلی هاله را حفظ میکند. کالبد کتری حاوی یک ساختار شبکه ای طلایی از کالبد فیزیکی وتمام چاکراهاست

لایه ششم
لایه آسمانی:
سطح ششم کالبد آسمانی نام دارد. وسعت آن حدود 60الی 105 ساتیمتر از کالبد فیزیکی است.دز این سطح است که ما وجد و شعف معنوی را تجربه میکنیم. از طریق کالبد آسمانی است که ما عشق بدون قید و شرط را میاموزیم. کالبد آسمانی بصورت نوری دیده میشود که از رنگهای روشن وملایم تشکیل شده است و درخشش و زیبایی دارد. این نور درخشش طلایی- نقره ای وکیفیت رنگ به رنگ شونده دارد.


لایه پنجم
.لایه کلیشه ای اتری:
این لایه حاوی طرح کلیشهای تمام اشکال موجود در سطح فیزیکی است . این لایه الگوی کاملی برای لایه اتری است. وسعت ان تا فاصله 45الی 60 ساتیمتر از کالبد فیزیکی است


لایه اثیری
لایه چهارم:
کالبد اثیری فاقد شکل ثابت است.واز ابرهایی از رنگ تشکیل شده است. وسعت آن تا فاصله ای حدود 15الی 30ساتیمتر از کالبد فیزیکی است.این کالبد ما را با بعدهای بالاتری از واقعیت ارتباط میدهند

کالبد سوم
لایه ذهنی:
جنسی ظریفتر از کالبد عاطفی دارد. این لایه به صورت نوری به رنگ زرد روشن که اطراف سر وشانه میتابد واطراف کل بدن وسعت پیدا میکند,دیده میشود. حاشیه این لایه 5/7تا 20سانتیمتر از کالبد فیزیکی فاصله دارد…..شکلهای افکار در این لایه قابل مشاهده اند

کالبد دوم
لایه عاطفی:
لایه احساسات ساختار آن سیال تر از لایه اتری است وبا کالبد فیزیکی یکسان نیست. این لایه بصورت ابرهای رنگین از جنسی ظریف با حرکت سیال ومداوم دیده میشودکه نشاندهنده طیف کامل عواطف ماست.فاصله این لایه از کالبد فیزیکی 5/2الی 5/7سانیمتر است.

هاله هفت سطح دارد(کالبدها نیز نامیده میشوند) :
کالبد اول
لایه اتری:
کالبد اتری حالتی بین ماده وانرژی است. از خطوط ظریف انرژی تشکیل شده است .که مانند یک شبکه درخشان از پرتوهای سفید وآبی است. ساختار شبکه مانند آن در حرکت مداوم است. این لایه حدود 5/ الی 6 ساتیمتر از بدن وسعت دارد . رنگ لایه اول از آبی روشن تا آبی تیره متغیر است. ساختار این لایه با کالبد فیزیکی یکسان بوده وتمام جزییات وآناتومی بدن را در بر میگیرد.

0 امتياز يكشنبه، 10 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

طناب نقره ای
داستان و مسائل ارواح و

arvah ghost ارواح روح جن

طناب نقره ای

قرينه اثيري  ازطريق يك پيوند  به نام طناب نقره اي به جسم فيزيكي مرتبط است.لحظه اي كه قرينه اثيري جسم فيزيكي را ترك ميكند جسم فيزيكي مي ميرد اما اگر طناب نقره اي پاره نشود احتمال مي رود كه قرينه اثيري يك بار ديگر از طريق طناب نقره اي وارد قالب مادي شود و به اين ترتيب قالب مادي به زندگي ادامه دهد.

كساني كه عميقا" مراقبه مي كنند ميتوانند آهنگ طناب نقره اي را بشنوند .در مراقبه ،فرد تجرد يا خارج شدن از جسم فيزيكي را تجربه مي كند.هر زمان كه روح جسم را ترك مي كند و به قلمرو هاي بالاتر مي رود طناب نقره اي نواخته ميگردد و آهنگ آن شنيده مي  شود.هر چه تجربه تجرد بيشتر پيش بيايد صداي آهنگ  طناب نقره اي قوي تر است.روح جسم را ترك مي كند .اما دوباره به جسم بر ميگردد به عبارتي هر يك از  اين تجربه هاي تجرد نوعي مرگ محسوب مي شوند.اساتيد بزرگ معنويت به شاگردانشان آموزش مي دادند كه هر چند گاه يك بار به اين ترتيب بميرند. انسان فقط با مردن است كه هنر زندگي حقيقي را مي آمورد و كسي كه نمرده باشد نمي داند چگونه زندگي كند.

طناب نقره اي و طول آن محدود نيست .قرينه اثيري مي تواند از جسم فيزيكي خارج شود.صدها كيلومتر  دورشود و دوباره به جسم فيزيكي برگردد.البته این در صورتي است كه طناب نقره اي پاره نشود.زيرا در آن صورت جسم فيزيكي مي ميرد
آرتور هيل در کتاب انسان روح است .حكايت مردي را نقل ميكند كه در نتيجه انفجار مواد منفجره به هوا پرتاب شد و بعد به زمين افتاد.با اين كه بدن وي بر زمين افتاده بود اما احساس مي كرد كه درهواست و از بالا به جسمش نگاه مي كند كه كمي دورتر روي زمين قرار دارد.مي ديد كه رشته هاي باريك و شفاف به رنگ نقره اي او را به جسمش مرتبط مي كند و پزشكان دور جسمش جمع شده اند و اظهار مي كنند كه او مرده است.بعد دو نفر با برانكارد آمدند و متوجه شدند كه او هنوز جان دارد. او ميگفت در واقع من از آن طناب نقره اي پايين آمدم و به همان جسم قديمي برگشتم . در آن هنگام مانند يك خفاش كور بودم و دست راستم از شانه قطع شده بود.

توجه داشته باشيد تا زماني كه قرينه اثيري بيرون از جسم فيزيكي قرار داشت او قادر به ديدن بود.او پزشكان و كساني كه برانكارد را آورده بودند ميديد ولي احساس درد نمي كرد.اما به محض ورود قرينه اثيري به جسم فيزيكي متوجه شده كه بينايي اش را از دست داده است و درد قطع شدن دستش را هم احساس مي كند.

5 امتياز يكشنبه، 10 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

مدت عمر پیامبران الهی و دلسوزی عزراییل
داستان و مسائل ارواح و

مدت عمر پیامبران الهی
آدم  730
حوا 120
شیث 700
ادریس 365
نوح 1000
هود 350
صالح 180
ابراهیم 190
اسماعیل 135
اسحق 136
یعقوب 180
یوسف 120
ایوب 150
موسی 120
هارون 122
داود 90
سلمان 180
زکریا 160
یحیی 30
عیسی 40
حضرت محمد (ص) 63

دلسوزی عزراییل


 روزی رسول خدا صل الله علیه و آله نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟

عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:

1-   روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.

2-   هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.

در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به کافران مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم.

5 امتياز پنجشنبه، 7 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

خداوند قبل از آفرینش جهان هستی به چه کاری مشغول بوده؟ چرا انسان ها را آفرید؟
داستان و مسائل ارواح و

خداوند قبل از آفرینش جهان هستی به چه کاری مشغول بوده؟ چرا انسان ها را آفرید؟

پرسش:
خداوند قبل از آفرینش جهان هستی به چه کاری مشغول بوده؟ چرا انسان ها را آفرید؟
پاسخ:
این پرسش، سابقه دیرینه ای دارد و مانند برخی از مسائل فلسفی، برای همگان مطرح است. غالب انسان ها مایلند بفهمند كه هدف خلقت خودشان و یا مجموعه انسان ها چیست؟ این پرسش برای افرادی به صورت یك عقده «لاینحل» در می آید كه دایره هستی را به جهان ماده منحصر می نمایند و مرگ را پایان زندگی بشر می دانند و عالمی به نام «رستاخیز» و سرایی به عنوان «آخرت» را نمی پذیرند; امّا كسانی كه زندگی مادّی را برای انسان، منزلی از منازل زندگی بشر می دانند و به دنبال این جهان به سرای دیگری معتقدند و این جهان را روزنه و پلی برای نیل به ابدیت می دانند، پاسخ به این پرسش، آسان است و بر فرض اگر هدف از آفرینش انسان را در این جهان نتوانند بدانند، هدف از خلقت را در جهان دیگر و در زندگی ابدی، جستوجو می كنند و می گویند: «هدف خلقت انسان، در این جهان، آماده كردن او برای یك زندگی ابدی و جاودانی است كه خود، هدف و مطلوب نهایی است.» بعد از ذكر این مقدمه، به طور اجمال به بررسی هدفِ آفرینش می پردازیم: برای خلقت و آفرینش، دو هدف می توان تصور كرد: نخست: هدف متوسط; دوم: هدف غایی و عالی با مراجعه به آیات قرآن و روایات اهل بیت(علیهم السلام)، روشن می شود كه هدف متوسطِ خلقت، عبادت و بندگی خداست. این مطلب، در همه پدیده های عالم، ساری و جاری است. خداوند، درباره همه اشیای مادّی عالم می فرماید: «...وَ إِن مِّن شَیء إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لَـكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ...» (اسراء، 44) همه موجودات، تسبیح خدا می گویند; امّا شما تسبیح آنان را نمی فهمید.» و درباره انسان و جنّ نیز می فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِْنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ». (ذاریات، 56) آفرینش انسان و جنّ برای بندگی است. بنابراین، از دیدگاه وحی، همه هستی تسبیح گوی ذات اوست! امّا هدف عالی و غایی، وصول به مبدأ نور هستی است; یعنی منتهی الیه سیر مخلوقات، اوست: «و أنّ إلی ربّك المنتهی». (النجم، 42) انتهای سیر انسان به سوی پروردگار است: «إنّ إلی ربّك الرجعی». (علق،  بازگشت همگان به سوی خداست: «إنّا للّه و إنّا إلیه رجعون». (بقره، 156) همه این آیات، غایت سیر را روشن می كند. البته رسیدن به خدا، همان به كمال مطلق رسیدن مخلوقات است. هنگامی پدیده های هستی كمال آخِر خود را می یابند كه به قرب الهی برسند. پس روشن شد هدف غایی خلقت، به كمال رسیدن همه موجودات و رسیدن انسان به مقام قرب الهی است. در این جا دو مطلب دیگر را نیز باید مورد توجه قرار داد: نخست این كه خدای متعال، فیاض به تمام معناست و باران رحمت او همیشه بر بندگان می بارد و مانعی هم برای آن نمی توان تصور كرد; به دیگر سخن، مقتضی موجود و مانع مفقود است; پس باید خلق كند; چون لازمه ذات او خلاقیت و فیاض بودن است. دوم این كه آیا خدا در آفرینش، ذی نفع است یا نه؟ در پاسخ باید گفت: منفعت و سود، به خلق بر می گردد; نه به خالق; یعنی خدا ذی نفع نیست; یا به عبارت دیگر، ناقص نیست كه با این كار به كمال برسد; بلكه سود به مخلوق بر می گردد. من نكردم خلق تا سودی كنم *** بلكه تا بر بندگان جودی كنم به دیگر سخن: آفرینش، احسان و فیض از جانب خدا نسبت به مخلوقات است و چنین آفرینشی حُسن ذاتی دارد و قیام به انجام دادن فعلی كه ذاتاً پسندیده است، جز این كه خودِ فعل زیبا باشد، به چیز دیگری نیاز ندارد; بنابراین اگر كسی بپرسد: چرا خالق منّان، دست به چنین كار پسندیده با لذات زده است؟ در پاسخ باید گفت: خداوند كه فیّاض علی الاطلاق است، (با توجه به این كه می توانست موجودی را خلق كرده، به كمال برساند) اگر چنین نمی كرد، جای پرسش و ایراد بر او بود. ممكن است این پرسش نیز در ذهن انسان مطرح شود كه مگر خداوند نیازمند پرستش بندگان است؟ در پاسخ می گوییم: همان طور كه می دانید، هدف از فعل، در خداوند متعال و انسان ها متفاوت است. هدف در افعال انسان عبارت است از فایده ای كه هنگام فعل، انسان در نظر می گیرد و برای رسیدن به آن تلاش می كند; یعنی هدف انسان از فعالیت هایش دفع كمبودها و نیازمندی های خودش می باشد; امّا درباره خداوند نمی توان گفت: هدف از فعل او تأمین نیازمندی ها و رفع نواقص از وجود او است; زیرا خدای متعال به چیزی نیاز ندارد تا برای تأمین آن كاری انجام دهد. او كمال مطلق است و هر كس هر چه دارد و هر بهره ای كه از هستی داشته باشد، از او گرفته است و در ذات خود فاقد چیزی نیست تا با انجام دادن كاری كامل شود; بلكه هدف از افعال خداوند، تناسب با ذات الهی داشتن یا رفع نیاز بندگان است. عبادت هم جزو اهداف آفرینش است و از اهداف متوسط برای رسیدن به كمال نهایی و غایی می باشد و فایده عبادت، تنها عاید بنده می شود و او را پرورش داده، از نقص به كمال می برد و در عبادتِ بنده هیچ فایده ای برای خداوند متصور نیست. بنابراین، همان طور كه اشاره شد، هدف غایی از آفرینش انسان، تكامل و وصول به رحمت الهی است و افرادی می توانند از این رحمت و فیض الهی استفاده كنند كه به نهایت درجه تكامل رسیده باشند; از این رو، اثر تكامل، آرامش در سایه سار رحمت الهی است: «وَ لاَ یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ * إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَ لِذَ لِكَ خَلَقَهُمْ; (هود، 118 و 119) آنان همواره در اختلافند; مگر آن چه پروردگارت رحم كند و برای همین ]رحم

بنا به نظر اسلام به خصوص در کتاب اصول کافی به خصوص بخش آفرینش عقل و جهل

خداوند جهان را خلق نکرده بلکه
خداوند روح را آفرید
و روح یا به قول بعضی از روایات اسلامی
نور اهل بیت را آفرید

بعد آن نور بر اساس قانون سلسله مراتبی
جهانها را با نور عاریت گرفته شده از نور خداوند خلق نمود
که آن نور عاریت گرفته شده در درون من و تو و کل خلقت و از نباتات تا حیوانات و
کلیه انسانها و موجودات وجود دارد

اگر این نور گرفته شود
موجود تبدیل به عدم شده و از دفتر خلقت پاک میشود

برای اینکه دقیقتر به سوال خود برسید احادیث
مندرج در کتاب معتبر اصول کافی را بخوانید

ولی به طور کلی آمده است که خداوند همان طوری که اکنون نیز تنها و یگانه است
در قبل از خلقت نیز یگانه و تنها بوده
و تا همیشه خواهد بود
و بر اساس روایات هدف از خلقت نور یا روح یا هر چیزی که اسمش را بنامیم
ایجاد مخلوقی بوده تا با او راز و نیاز کند

که البته نظرات متفاوت است
بعضی ها نظر دارند که خدا خلق کرده تا اطاعتش کند
بعضی میگویند خلق کرده تا عبادتش کنند
و بعضی میگویند خدا خلق کرده تا از تنهائی در بیاید
ولی در هر حال دلیل خلق کردن راهی برای پیدا کردن پاسخی است که قبل از
خلق کردن ما به چه کاری مشغول بوده است

اما بعنوان یک دوست توصیه میکنم به جای این سوال
دنبال رسیدن به خدا باشید
چون این مطالب گرچه معرفت انسان را به خدا افزایش میدهند
اما نوعی انحراف به جاده خاکی در مسیر حرکت به سوی سرچشمه خلقت است

0 امتياز پنجشنبه، 7 آذر ماه ، 1387 نظرات نظر دهيد! ادامه

آدم كوچولوهـاي گـريـزان
داستان و مسائل ارواح و

آدم كوچولوهـاي گـريـزان

آدم كوچولوها، پريان و موجوداتي از اين قبيل همگي شخصيت‌ها و موجوداتي هستند كه در افسانه‌هاي بومي و اجدادي مردمان زمين جاي گرفته‌اند. آنها خيالاتي و هم گونه‌اند و با شنيدن داستاني از آنها تا مدت‌ها ذهن‌مان مشغول مي‌‌شود. در ميان همه اين پديده‌هاي ماوراء‌الطبيعه، به وجود آدم كوچولوها كمتر از بقيه اهميت داده شده و توجه جدي بسيار اندكي به آن شده است. اين موجودات افسانه‌اي بسيار قديمي هستند و در عمق عقايد بسياري از فرهنگ‌هاي دنيا قرار دارند. ولي امروزه هيچ‌كس به اين كوچولوها اعتقادي ندارد... يا شايد هم اعتقاد دارند؟

«استيوكي» در كتاب «اعترافات مابعدالطبيعه» داستاني از اين موجودات پرجست‌و‌خيز ذكر كرده است: «بعد از اينكه همراهان سفرم همگي به خواب رفتند، من و دوستم مدتي با يكديگر صحبت كرديم. اواخر شب دوستم هم خوابيد من داشتم از دريچه چادر بيرون را نگاه مي‌‌كردم كه ناگهان متوجه نوري عجيب و آبي‌‌ رنگ شدم كه در ميان درختان جنگل سوسو مي‌‌زد. من همچنان به اين نور نگاه كردم. بعد از مدت كوتاهي نورهاي آبي ديگري به نور اول ملحق شدند. اين اتفاق در حدوده 10 دقيقه طول كشيد و نورها با جست‌و خيز فراوان يكديگر را دنبال مي‌‌كردند. مي‌‌دانم فكر مي‌‌كنيد ديوانه هستم ولي صداي زيپ كيسه خوابم بلند شد و نورهاي آبي در يك چشم برهم‌ زدن ناپديد شدند. وقتي به خانه برگشتم كتابي درباره پريان خواندم و آن وقت بود كه احساس كردم چيزي كه در ميان جنگل ديده بودم يك گروه از پريان يا به قولي آدم كوچولوها بودند.»

آيا اين داستان زاييده يك ذهن خسته يا تخيل قوي نيست؟ احتمال اين موضوع بسيار زياد است. ولي داستان‌هايي از اين دست كه در كتاب‌هاي معروف به چاپ رسيده‌اند، اغلب توسط افراد قابل اعتمادي كه قسم مي‌‌خورند حالت عادي داشته‌اند، تعريف شده است. آنها معتقدند چيزي كه با چشم خود ديده‌اند حقيقت محض است.....

يك پديده جهاني

افسانه‌هايي از اين موجودات ريز نقش در سراسر دنيا به گوش مي‌‌رسد. ايرلندي‌هاي كوتاه قد، پولدار و باهوش از اين داستان‌ها در فرهنگ خود دارند. مردم آمريكاي مركزي اين موجودات را «آيكال» يا «وندي» مي‌ نامند. سرخ‌پوستان اين منطقه معتقدند آيكال‌ها حداكثر 90 سانتي‌متر هستند. بدنشان پر از مو است و مثل خفاش‌ها در غار زندگي مي‌‌كنند.

ايسلندي‌ها معتقدند آدم كوچولو‌ها خيلي مراقب محل زندگي خود هستند و هر كس بخواهد مزاحم آنها شود، دچار مشكل خواهد شد. مردم ايسلند كه يكي از باسوادترين مردم دنيا به شمار مي‌‌روند، آدم كوچولوهاي خود را خيلي جدي مي‌‌گيرند. معروف‌ترين نقطه مشاهده آدم كوچولوها در اين جزيره «ارلا استفانزداتور» نام دارد و مسئولان صنعت توريسم ايسلند نقشه‌هايي از محل اختفاي اين موجودات را در اختيار خود داشته و هرازگاهي براي يافتن آدم‌ كوچولوها به ميان اين تخته سنگ‌ها مي‌‌روند.

چند نمونه عيني

مشاهده آدم كوچولوها در زمان معاصرم نيز اتفاق افتاده است و در حقيقت تاكنون چندين نفر داستان مواجهه خود يا اطرافيان‌شان را با اين موجودات افسانه‌اي به «مجمع پديده‌هاي ماوراء‌الطبيعه» فرستاده‌اند.

مدتي پيش پسربچه‌اي كه در نزديكي يك جويبار در «بند» واقع در «اورگون» ايالات متحده آمريكا بازي مي‌‌كرد، دو آدم كوچولو را ديد كه از جويبار گذشتند، ايستادند و به او خيره شدند. او مي‌‌گويد قد آنها حداكثر به 40 الي 45 سانتي‌متر مي‌‌رسيد و رنگ پوستشان خيلي تيره بود. لباس‌هايي كه به تن داشتند از جنس پوست حيوانات بود و بعد از 10 الي 15 ثانيه دوباره به سوي نهر دويدند و به جنگل رفتند. پسر جاي پاهاي آنها را به والدينش نشان داد. پدر و مادر او با يك شركت قرارداد بسته بودند تا تپه‌هاي آن منطقه را صاف كنند. رد پاها كاملا واقعي و واضح بودند به طوري كه آنها مردد ماندند كه آيا ردپاها را تا درون جنگل دنبال كنند يا خير، ولي اين‌كار را نكردند. اين پسر معتقد است كه آن مردان كوچك از نابودي جنگل ناراحت بودند.

آخرين باري كه آدم كوچولوها را ديدم حدود سال 1957 در «فورت ورث» بود. من در تختم خوابيده بودم كه چيزي باعث بيدارشدنم شد. چشمم به دو مرد كوچك افتاد كه به من نگاه مي‌‌كردند. آن موقع آنقدر خوابم مي‌‌آمد كه اقدامي براي دنبال كردن آن دو آقاي كوچك كه موهاي خيلي كوتاه و لباس‌هايي بسيار عجيب داشتند، نكردم. آنها لبخند كم‌رنگي به من زدند و من دوباره خوابيدم. ولي مي‌‌دانم چيزي كه ديدم واقعي بود نه خواب و خيال.

نمي‌‌دانم چيزي كه ديدم آدم كوچولوها بودند يا نه، ولي وقتي جوان‌تر بودم و هفت هشت سال داشتم اين آدم كوچولوها به اتاقم مي‌‌آمدند. درست يادم نيست چه احساسي داشتم ولي هرگز چراغ خاموش به رختخواب نمي‌‌رفتم و به پدر و مادرم اصرار مي‌‌كردم تا وقتي خوابم ببرد در اتاقم بمانند. آنها فكر مي‌‌كردند ديوانه شده‌ام ولي من مي‌‌دانم چه چيزهايي را مي‌‌ديدم. آنها بيشتر وقت‌ها از پنجره وارد مي‌‌شدند و وقتي من پشتم را به